ضرورت واهمیت فاکتورهای آمادگی جسمانی ونقش آن بر سلامتی وتندرستی
مقدمه
امروزه رشته های ورزشی از تنوع زیادی برخوردارند و روز به روز بر تعداد ورزش های رسمی وتفریحی افزوده می گردد وتعدادی از علاقه مندان را به سمت خود جذب می نمایند . همگام با توسعه روزافزون تکنولوژی وعلوم مختلف بویژه علم بهداشت وطب ، تعداد متقاضیان وعلاقمندان به فعالیت های ورزشی وتفریحات سالم به شکل فزاینده ای زیاد گشته است وهدف قریب به اتفاق آنها دستیابی به سلامت جسمی وروحی برای ادامه زندگی به شکل مطلوب می باشد.به عبارت دیگر کسب آمادگی جسمانی کافی آن چیزی است که مطلوب نظر همه این افراد می باشد . در سایه برخورداری از آمادگی جسمانی زندگی معنا و مفهوم دیگری می یابد و کلیه فعالیت های زندگی با قدرت ونشاط بیشتری انجام می گیرند.
دراین مقاله فواید وتاثیرات علمی فاکتور های آمادگی جسمانی بر سلامتی وتندرستی بیان شده است . امید است این مقاله برای دبیران محترم تربیت بدنی جهت ایجاد انگیزش وبینش در بین دانش آموزان مفید واقع گردد.
باتوجه به ماشینی شدن زندگی در جامعه امروزی وکم تحرکی بین اقشار مختلف جامعه بخصوص دانش آموزان وافزایش بیماریهای مختلف از جمله بیماری های قلب وعروق ، دیابت ، چاقی استرس وافسردگی ، کمردرد و... سعی شده است که دراین مقاله به ضرورت واهمیت فاکتور های آمادگی جسمانی وتاثیر آن بر سلامتی وتندرستی پرداخته شود.
تعریف آمادگی جسمانی:
توانایی انجام کارهای روزمره با علاقه وانجام مطلوب آن بدون اینکه در انجام آن احساس خستگی کرده وفرد انرژی لازم برای کارهای اوقات فراغت نیز داشته باشد.
اجزای آمادگی جسمانی
الف) اجزای آمادگی جسمانی مرتبط با سلامتی که شامل :
1 ) استقامت قلبی – عروقی – تنفسی 2) انعطاف پذیری 3) استقامت وقدرت عضلانی 4) ترکیب بدنی
ب) اجزای آمادگی جسمانی مرتبط با مهارت های ورزشی که شامل :
1) چابکی 2) تعادل 3) سرعت 4 ) توان 5) زمان عکس العمل
یک فرد برای اجرای موفقیت آمیز مهارت های مختلف ورزشی علاوه بر اجزای آمادگی جسمانی مرتبط بر سلامتی به اجزای مرتبط بامهارت نیاز بیشتری دارد .
هرفرد جهت حفظ سلامتی وتندرستی خود نیاز است که با برنامه ریزی وتمرین فاکتورهای آمادگی جسمانی مرتبط باسلامتی را توسعه دهد.
1 ) استقامت قلبی – عروقی – تنفسی
عبارتست از قابلیت دستگاه گردش خون وتنفس برای هماهنگی بافعالیت مورد نظر وتوانایی برگشت سریع به حالت اولیه پس ازانجام کار .
اکثر افراد درحالت آمادگی کامل ، معمولا قادرند حرکاتی مانند بالا رفتن از پله ها را بدون تغییر رنگ چهره ویا مشکلات تنفسی انجام دهند یا قابلیت انجام مکرر حرکاتی مانند پیاده روی ، دوچرخه سواری و دویدن را بعد ازمدت کوتاهی استراحت داشته باشند . آمادگی دستگاه گردش خون وتنفس یکی از عوامل مهم آمادگی جسمانی است وبه نظر اکثر متخصصان معیار منحصر به فرد ارزشیابی آمادگی جسمانی می باشد.
سازگاری قلبی - عروقی با تمرین وفعالیت های هوازی
واکنش بدن نسبت به تمرین به صورت سازگاریهای قلبی عروقی بروز می کند تغیراتی که در شاخص های قلبی - عروقی به وجود می آیدکه به شرح ذیل است .
* اندازه قلب * حجم ضربه ای * ضربان قلب * برون ده قلبی * جریان خون *فشار خون *حجم خون
* اندازه قلب
واکنش قلب نسبت به کار زیاد به صورت افزایش وزن و حجم و ضخامت دیواره بطنها و اندازه حفره ها بروز می کند و همه این تغییرات در نتیجه تمرینات استقامتی رخ می دهد .
عضله قلبی مانند عضله اسکلتی در نتیجه تمرینات دراز مدت استقامتی ، هیپر تروفی می شود زمانی هیپر ترفی ناشی از ورزش که به آن قلب ورزشکار می گفتند ، موجب نگرانی زیادی شده بود ، زیرا متخصصین ، بزرگی قلب را همیشه نشانه بیماری می دانستند . خوشبختانه اکنون مشخص شده است که هیپرتروفی قلب نوعی سازگاری طبیعی با تمرینات دراز مدت استقامتی است بیشترین تغییر در بطن چپ که پرکارترین حفره قلب است ایجاد می شود ابتدا فکر می کردند که وسعت و موضع تغییرات در اندازه قلب به نوع ورزش بستگی دارد . اما تحقیقاتی که صرفاً انجام شده ، نشان داده است که علاوه بر تمرینات قدرتی ، تمرینات استقامتی هم باعث افزایش ضخامت دیواره میوکارد می شود . از طرف دیگر تحقیقات دیگری که بین ورزشکاران نخبه پرورش اندام و قهرمانان استقامتی انجام شد . که با استفاده از آلوکاردیاگرافی ، ساختمان مختلف قلب از طریق برگشت امواج صوتی ارزیابی شد نشان داده که حجم قلب ، توده عضلانی بطن چپ ، دیاستولی بطن چپ و ضخامت دیوار میانی و پشتی بطن چپ ورزشکاران استقامتی به طور معنی داری بیشتر از ورزشکاران پرورش اندام بوده است .
* حجم ضربه ای
پس از اجرای برنامه تمرین استقامتی ، قلب قویتر شده و حجم خون موجود بیشتر می شود که در نتیجه آن حجم ضربه ای خالت استراحت ، زیر بیشینه ، بیشینه افزایش می یابد چون پس از تمرین کردن ، بطن چپ ورزشکار در دوره دیاستول کاملتر از یک قلب تمرین نکرده ، پر از خون می شود و حجم پلاسمای خون در نتیجه تمرین زیادتر می شود و قدرت انقباضی همراه با افزایش خاصیت برگشت ارتجاعی دیواره های قلب منجر به افزایش حجم ضربه ای می شود.
حجم ضربه ای حالتهای مختلف تمرین
|
آزمودنیها |
حجم ضربه ای استراحت (میلی لیتر) |
حجم ضربه ای پیشینه (میلی لیتر ) |
|
تمرین نکرده |
75-55 |
110-80 |
|
تمرین کرده |
90-80 |
150-130 |
|
زیاد تمرین کرده |
120-100 |
220<- 160 |
* ضربان قلب
1) در حالت استراحت : ضربان قلب در حالت استراحت در نتیجه تمرین استقامتی به طور قابل توجهی کاهش می یابد ضربان قلب زمان استراحت یک ورزشکار استقامتی که در سطح عالی تمرین کرده اند ، غالباً کمتر از 40 بار در دقیقه است در صورتی که یک فرد غیر ورزشکار ضربان استراحت آن بین 70 تا 80 بار در دقیقه است .
2)درحالت تمرینات زیربیشینه : پس از 6 ماه تمرین زیر بیشینه ( تمرین با شدت متوسط ) ضربان قلب در حین تمرینات زیربیشینه نسبت به زمان قبل از شروع دوره تمرین 20تا40 ضربه کاسته می شود و در کل ضربان قلب زیربیشینه هر شخص متناسب با مقدار تمرین انجام شده کاهش می یابد .
3) در حین تمرینات بیشینه : ضربان قلب بیشینه در نتیجه تمرین ورزشهای استقامتی یا تغییر نمی کند یا اندکی کاهش پیدا می کند که هر گاه کاهش رخ دهد احتمالاً منجر به حجم ضربه ای مطلوبی می شود که برون ده قلبی را به حداکثر می رساند .
4)ضربان قلب در حالت برگشت به حالت اولیه : با افزایش استقامت ، دوره برگشت به حالت اولیه ضربان قلب ،کوتاهتر می شود و این موضوع وسیله بسیار مناسبی برای کنترل پیشرفت ورزشکار در قبال تمرین است.
5) تمرینات قدرتی هم ممکن است منجر به کاهش ضربان قلب شود اما این کاهش به اندازه کاهش ناشی از تمرین استقامتی قابل اطمینان و معتبر نیست.
* برون ده قلبی
1) برون ده قلبی در حالت استراحت یا هنگام فعالیت های ورزشی زیر بیشینه: بدون تغییر با قی می ماند و یا پس از تمرین اندکی کاهش می یابد زیرا برداشت اکسیژن توسط بافتها در فرد ورزشکار افزایش پیدا می کند .
2) برون ده قلبی هنگام فعالیتهای ورزشی بیشینه: به طور قابل توجهی افزایش می یابد که این حالت در نتیجه افزایش در حداکثر حجم ضربه ای رخ می دهد. دامنه تغییرات حداکثر برون ده قلبی در افراد تمربن نکرده 14تا16 لیتر در دقیقه ، در افراد تمرین کرده 20تا25 لیتر در دقیقه و در ورزشکارانی که در اوج آمادگی استقامتی هستند به بیش از 40 لیتر در دقیقه می رسد.
* فشار خون
پس از اجرای برنامه تمرینات استقامتی ، فشار خون سرخرگی در خلال فعالیت های ورزشی زیر بیشینه و بپیشینه تغییر بسیار کمی می کند ولی فشار خون حالت استراحت افرادی که قبل از تمرین استقامتی در مرز ابتلاء به پر فشار خونی هستند و یا دچار پر فشار خونی ملایمی هستند معمولاً کاهش می یابد.
* جریان خون
جریان خون عضلات با تمرینات استقامتی افزایش می یابد که این امر در نتیجه عوامل زیر ایجاد می گردد:
1) افزایش شبکه مویرگی عضلات
2) باز بودن تعداد بیشتری از مویرگهای موجود
3) توزیع و گردش موثر تر خون
* حجم خون :
تمرین استقامتی حجم خون را زیاد می کند که این امر بر اثر افزایش حجم پلاسمای خون رخ می دهد و علت آن به شرح ذیل می باشد :
الف ) ورزش سبب افزایش ترشح هورمون ضد ادراری و آلدوسترون می شود که این مکانیزم موجب اختباس آب توسط کلیه ها می شود
ب) ورزش مقدار پروتئین های پلاسما موثر آلبومین را افزایش می دهد که این امر منجر به افزایش فشار اسمزی پلاسما و درنتیجه مایع بیشتری در خون می ماند و حجم پلاسما افزایش می یابد .
* سلولهای قرمز خون
تمرینات استقامتی به دلیل افزایش حجم خون ، حجم سلولهای قرمز خون نیز افزایش می یابد اما در کل حجم پلاسما خون بیشتر افزایش پیدا می کند و این امر منجر می شود که هما توکریت ( نسبت حجم سلولهای قرمز خون به حجم کل خون ) کاهش می یابد این امر گران روی خون را کاهش می دهد و حرکت خون در رگها و مویرگها تسهیل می یابد. که این امر میزان اکسیژن رسانی به بافت ها را افزایش می دهد .
سازگاری با تمرین های استقامتی
.تمرین های استقامتی که چند بار در هفته به طور طولانی با 50تا80درصد vo2max انجام می شوند،سازگاریهای را ایجاد می کنند که توان عملکرد ماهیچه را دررابطه با تامین اکسیژن، برداشت و استفاده از آن تقویت می کنند. که این سازگاریها عبارتند از:
1. هپیرتروفی انتخابی تارهای نوع I
2. افزایش تعداد مویرگهای خونی به ازای هر تار ماهیچه
3. اافزایش محتوا میوگلوبین
4. افزایش میتوکندری در تولید ATP از طریق فسفریلا سیون اکسایشی
5. افزایش اندازه و تعداد میتو کندری ها
6. افزایش ظرفیت اکسایشی چربی و کربو هیدرات
7. افزایش وابستگی به چربی به عنوان سوخت
8.افزایش محتوای گلیکوژن و تری کلیسرید کبد وعضلات
9. افزایش توان استقامتی
توانایی در حفظ ورزش طولانی و پویا (دینامیک)مانند رکاب زدن یا دویدن به برابری میزان مصرفATP وتامین آن درماهیچه فعال بستگی دارد،درصورت نبودن این برابری ،خستگی ظاهر می شود. میزان مصرف ATP باید سقوط کند و بنا براین برون دهی ماهیچه نیز کاهش یابد ، هر ورزشی که بیش از جند دقیقه ادامه می یابد ، در حین آن تامین ATP عمدتا˝ از طریق فسفر یلا سیون اکسایشی در میتو کندری صورت می گیرد ، که از سوختهای چربی وکربوهیدرات استفاده می شود.این فرایندبه سوخت لازم واکسیژن کافی که ازطریق خون به محل می رسد نیازدارد شاید سوخت لازم ازدرون تارهای ماهیچه(گلیکوژن و تری گلیسرید)ویا ازگردش خون (گلوکز و اسیدهای چرب آزاد)تامین شود .اگر ذخیره سوخت درون ما هیچه تخلیه شود و یا گردش خون نتواند سوخت یا اکسیژن کافی به ما هیچه برساند ، در تامین ATP اختلال حاصل می شود. اجرای منظم ورزش استقامتی موجب بروزسازگاریهای ما هیچه ای وقلبی - عروقی می شود که با اثربر فرایندهای فوق عامل تعیین کننده در امر تهیه سوخت و اکسیژن خواهند شد . این سازگاریها که شامل تغیرات فرا ساختاری و متا بولیزمی ( آنزیمی ) است به تقویت توان تامین اکسیژن و استخراج آن توسط ما هیچه،و همچنین به اصلاح و بهبود کنترل متا بولیزم در تارهای عضلانی می انجامد.
تاثیرسازگاریهای فیزیولوژیک با تمرینهای استقامتی بر پاسخ متا بولیزمی به ورزش
دقت دراثرات تمرینهای استقامتی بر متابولیزم به ورزش هنگامی کامل می شود که سازگاریهای قلبی – عروقی تنفسی با تمرینها که تامین اکسیژن برای ما هیچه فعال را تحت تاثیرقرارمی دهد،درنظرگرفته شوند . ظرفیت اجرای ورزشهای استقامتی به ایجاد توان بیشینه هوازی و نیز پایداری و ثبات vo2max بستگی دارد. درورزشهای که درآنها توده حجیمی ازما هیچه ها در گیر می شودند ، مانند دویدن یارکاب زدن شایع ترین عامل محدودکنند vo2max،تامین اکسیژن برا ی ماهیچه ها فعال است ، تا برای ظرفیت ماهیچه ها در استخراج و مصرف اکسیژن . قله حجم ضربه ای در قلب رابطه نزدیکی با vo2max وتغیرات vo2maxناشی از تمرین ها و کنار گذاشتن آنها دارد .به ویژه افزایش تراکم مویرگی در ماهیچه و ظرفیت اکسایشی آن امکان می دهد تا در حین ورزش مصرف چربی به عنوان سوخت متا بولیزمی افزایش یابد و ممکن است از اهمیت ویژه ای در بهبود ظرفیت استقامتی برخوردار باشد .
سازگاریهای تنفسی با تمرینهای استقامتی
1- افزایش استخراج اکسیژن از خونی که به ما هیچه فعال وارد می شود.
2- افزایش سرعت بیشینه تنفسی به دلیل افزایش جاری و بسامد (فرکانس) تنفس.
3- کمتر شدن سرعت تهویه در حین ورزش زیر بیشینه.
* تاثیر سازگاری های ناشی از تمرین های ورزشی بر چربی خون
مقدار کل کلسترول خون بهترین معیار برای پیش بینی خطر پیشرفت بیماریهای قلبی است . چربی ها قابل حل در آب نیستند وبه تنهایی در خون شناور نمی شوند ، بلکه با پروتئین ترکیب شده وتشکیل لیپو پروتئین می دهند .
حداقل در دونوع از لیپو پروتئین ها کلسترول وجود دارد : لیپوپروتئین با چگالی بالا (HDL ) و لیپوپروتئین با چگالی کم (LDL ). اختلاف عمده این دو لیپوپروتئین در مقدار چربی وپروتئین آنها می باشد . لیپوپروتئین با چگالی کم (LDL ) مقدار پروتئین کمتر وکلسترول بیشتری دارد و اغلب به کلسترول بد معروف است و لیپوپروتئین با چگالی بالا (HDL ) مقدار پروتئین بیشتر وکلسترول کمتری دارد و به لیپو پروتئین خوب معروف است .
مطالعات بسیاری نشان داده است که ورزشهای استقامتی منظم ، سطح کلسترول ، تری گلیسرید و غلظت LDL را در خون کاهش داده و غلظت HDL را افزایش می دهد کلسترول HDL از تشکیل پلاکهای تنگ کننده رگهای خونی و ابتلا به بیماری سرخرگ کورونر جلوگیری می کند . در حالی که سطح بالای کلسترول LDL شخص را برای این بیماریها مستعد می سازد.
برای کاهش LDL خون باید غیر از فعالیت های ورزشی اصول زیر را رعایت نمود :
1) مصرف غذا هایی که کلسترول زیاد دارند را کاهش داد.
2) مصرف غذاهایی که حاوی چربی اشباع شده هستند ، را کاهش داد .
3) وزن بدن ودرصد چربی بدنی خود را در حد مطلوب حفظ کرد.
تاثیر تمرین وفعالیت های هوازی بر بیماری دیابت یا قند خون
تحقیقات به عمل آمده نشان داده است که افرادی به دیابت مبتلا هستند ، نه تنها گلوکز خونشان بالاست بلکه از نظر متابولیسم چربی نیز با اشکالاتی مواجه هستند . این حالت اغلب منجر به تصلب شرائین شده ودر بروز بیماری های قلبی – عروقی نقش بسزایی دارد . بیش از 80 درصد بیماران قندی بر اثر ابتلا به بیماریهای قلبی – عروقی از بین می روند . تحقیقات نشان داده است که افرادی که تحرک لازم را ندارند ، نسبت به افراد پر تحرک بیشتر در معرض ابتلا به بیماری دیابت قرار می گیرند و در افراد چاق نیز همین حکم صادق است . تاثیرات تمرینات هوازی بر دیابت عبارتند از :
1) در تمرین استفاده از گلوکز برای کسب انرژی بیشتر است . کسانی که به دیابت مبتلا هستند ، با تمرین منظم ، بهتر می توانند گلوکز خونشان را کنترل کنند ولذا به انسولین کمتری نیاز دارند .
2) تمرین ، تعداد گیرنده های انسولین در سلو لها را زیاد می کند وبدین صورت کارایی انسولین در تخلیه گلوکز از جریان خون را بیشتر می کند .
3) تمرین در کاهش وجلوگیری از چاقی موثر بوده وفعالیت های منظم هوازی با شدت ومدت مناسب تمرینی می تواند مقدار چربی بدن را کاهش دهد.
2 )انعطاف پذیری
انعطاف پذیری حداکثر دامنه حرکتی ممکن دریک مفصل است بدون آنکه به مفاصل وعضلات آسیبی برسد.
انعطاف پذیری یکی از عوامل مهم در موفقیت در بسیاری از رشته های ورزشی است وکمتر ورزشی را می توان پیدا کرد که انعطاف پذیری در برنامه تمرینی آن نباشد . امروزه ثابت شده ات که انعطاف پذیری مانع بروز بسیاری از آسیب های ورزشی می شود وعلاوه بر این با انعطاف پذیری مناسب می توان با بسیاری از عارضه ها نظیر کمردرد ودرد های ناشی از کهولت به مبارزه پرداخت . پروفسر هیووارد در همین مورد اشاره می کند که تقریبا ˝ 80 درصد از درد های کمر به دلیل عدم انعطاف پذیری مناسب ناحیه پشت وکمربند لگنی است .
3) استقامت و قدرت عضلانی
استقامت عضلانی :توانایی یک عضله یا گروهی از عضلات برای انجام تعدادی حرکات یکنواخت ویا انقباض نسبتا طولانی است .
قدرت عضلانی : قابلیت به کار گیری نیروی یک عضله یا گروهی از عضلات ، برای یک بار و با حداکثر کوشش در مقابل یک مقاومت .
استقامت وقدرت عضلانی برای اجرای موفق مهارت های ورزشی ضرورت دارد وعلاوه بر این افراد غیر ورزشکار نیز برای انجام وظایف روزمره خود تا حد زیادی محتاج استقامت عضلانی هستند . از طرفی دیگر در تحقیقات بعمل آمده رابطه معنی داری بین استقامت عضلانی کسب شده در دوران جوانی ومیان سالی با کارایی جسمانی در سالمندی وپیری وجود دارد.استقامت عضلانی از قدرت عضلانی سرچشمه می گیرد و هر آنچه که سبب تقویت قدرت شود ، در توسعه استقامت نیز موثر است که مطالعات بسیاری این نظریه را تایید می کنند. قدرت واستقامت متناسب عضلات آگونیست وآنتا گونیست منجر به تناسب اندام و وضعیت صحیح بدنی شده و از ناهنجاریهای اسکلتی ناشی از ضعف عضلات وعادات غلط جلوگیری می کنند.
مشکلات ناشی از عدم انعطاف پذیری عضلات ناحیه کمر و سوئز خاصره ای وکاهش قدرت و استقامت عضلات شکم وسرینی و همسترینگ
ناحیه کمر با نواحی دیگر مثل استخوان خاجی ولگن و حتی عضلات مفصل ران ارتباط تنگاتنگی دارد این مجموعه به صورت یک واحد با هم کار می کنند وبروز ناهنجاری در هر یک از قسمت ها بر کارکرد نواحی دیگر تاثیر می گذارد. مجاورت قوس کمر با استخوان لگن خاصره موقعیت خاصی را برای ستون مهره ها بوجود آورده است به گونه ای که حرکات لگن خاصره به ویژه حرکات قدام وخلفی آن بر قوس کمر، موجب تغییرات قوس های ستون مهرهای در ناحیه کمر وگودی آن می شود . اگر در ناحیه کمر ولگن عضلات شکمی ، همسترینگ وسرینی ضعیف وشل وعضلات باز کننده کمر ویا سوئز خاصره سفت وکوتاه شوند ، تعادل عضلانی این ناحیه از بین می رود ومنجر به چرخش قدامی لگن وکاهش فلکشن ستون مهرهای می شود که در نتیجه انحنای ستون مهرهای کمر ومیزان فشار وارده بر مهرهای کمری افزایش می یابد واین امر در طولانی مدت منجر به فتق دیسک کمری وفشار بر روی نخاع می شود و درد های کمر ودرد های سیاتکی شروع می شوند.
در تحقیقی که مصطفی تقی زاده (1384 )بر روی دانش آموزان پسر 14-11 ساله مشهدی مبتلا به لوردز کمری انجام داد ، نتیجه گرفت که پس از 8 هفته تمرین به مدت سه جلسه در هفته وتمرین بر روی انعطاف عضلات باز کننده تنه وعضلات خم کننده ران ( سوئز خاصرهای ) وتمرینات قدرتی واستقامتی برای تقویت عضلات شکم وعضلات باز کننده ران ( سرینی و همسترینگ ) ، تاثیر معنی داری بر کاهش قوس کمری مشاهده شد .
عضلات خم کننده ران به ویژه عضلات سوئز خاصرهای نقش مهمی در وضعیت قوس کمری دارند . به گفته یاسما جین و دلوکا (1985 ) بخشی از این عضله که به مهرهای کمری چسبندگی دارند نقش مهمی را در نگهداری قوس کمر در وضعیت ایستاده ایفا می کنند و به عنوان یک عضله وضعیتی در افراد دارای لوردز یس کمری کوتاه می شوند . برای انجام اعمال روز مره ضرورتی به تقویت عضلات سوئز خاصره نیست چون در فعالیت هایی نظیر راه رفتن ، دویدن ، بالا رفتن از پله ها وپریدن وغیره فعال بوده وتقویت می شود . این عضله چه در حالت ایستاده وچه نشسته ، در وضعیت کوتاه شده باقی می ماند. ولی در وضعیت نشسته که قوس کمر از بین می رود عضلات باز کننده تنه در حالت کشیدگی قرار می گیرند وشاید به همین خاطر در عارضه لوردز کمری کوتاهی عضلات خم کننده ران شایع تر از کوتاهی عضلات باز کننده تنه است .
بسیاری از متخصصان از جمله کندال ومک کری ( 1983 ) ضعیف بودن عضلات شکم را عامل عمده ای در چرخش فدامی لگن وانحنای کمری دارد. به این صورت که وقتی عضلات شکم ضعیف می شود ، طویل شده ولگن از راستای طبیعی خود به دلیل افزایش چرخش قدامی منحرف شده ودر نتیجه زاویه انحنای کمری افزایش می یابد. در همین خصوص باسما جین و دلوکا ( 1985 ) با استفاده از روش الکترو میوگرافی بیان داشتند که عمل عضله شکم به تثبیت ستون مهرهای انجامیده وقدرت عضلات شکم موجب جلوگیری از تاثیر کشش ثقل روی لگن وچرخش رو به پایین آن می شود. طبق تحقیقات کندال ( 1981 ) که در مورد چرخش لگن انجام گرفت مشخص شد که کوتاهی گروه عضلات همسترینگ سبب چرخش خلفی لگن می شود ودر نتیجه قوس مهرهای کمری کاهش می یابد . همچنین سالیوان وهمکارانش (1992 ) نیز در تحقیقات خود مشاهده نمودند که چرخش قدامی لگن در خصوص کشیدگی فزاینده گروه عضلات همسترینگ می باشد . در کل می توان نتیجه گرفت که تقویت عضلات باز کننده ران وعضلات شکم به صورت زوج نیرو در جلو عقب ناحیه لگن خاصره قرار دارند باعث ایجاد چرخش خلفی در لگن وکاهش قوس فزاینده ستون مهرهای کمری می شود.
4) ترکیب بدنی
شامل توده چربی وتوده بدون چربی است که نشان دهنده سلامت ، توانمندی وزیبایی ظاهری افراد است .
یکی از دستاورد های نامطلوب توسعه فناوری محدودیت فعالیت جسمانی است که با عوامل دیگری مانند وراثت ، پایین بودن اکسید اسیون چربی ، عوامل فشار زای روانی و وضعیت اجتماعی اقتصادی و عدم کنترل برنامه های غذایی معضلی به نام چاقی را در جوامع امروزی به ارمغان آورده است . این معضل بر اساس بسیاری از پژوهش ها عامل بیماری هایی همچون دیابت و افزایش فشار خون ، سکته ها و التهاب مفاصل است.علاوه بر این ترکیب بدن بر احساس فرد اثر می گذارد و در صورت عدم تناسب خود پنداری منفی ایجاد می کند وارتباط این افراد را با دیگران دشوار می کند.
تحقیقات بسیار گسترده ای در زمینه ترکیب بدنی برای شناخت عوامل ترکیب بدنی موثر بر تندرستی شاخص های مختلفی را پیشنهاد نموده اند که مهمترین آن ها عبارتند از:
1) توده چربی ( کل بافت های چربی بدن ) و درصد چربی ( نسبت چربی بدن به کل وزن بدن است که در عدد 100 ضرب می شود) می باشد . برخی جمع بندی ها به این نتیجه رسیده اند که به طور کلی نباید درصد چربی بدن مردان از 15 درصد وزن بدن تجاوز نکند .
2) شاخص توده بدن( BMI) : حاصل وزن به کیلو گرم تقسیم بر مجذور قد به متر
3) نسبت دور کمر به باسن ( WHR)
یافته های پژوهشی نشان دادهاند که BMI و WHR پیشگویی معناداری برای غلظت چرب یهای خطرناک LDL وفشار خون سیستولی ودیاستولی در هر دو جنس است . همچنین چاقی شکمی یا به عبارت دیگر افزایش WHR پیشگویی مستقل قوی برای تشخیص اختلال در عملکرد دیواره عروق است . WHR برابر وبالای 9/0 برای مردانو8/0 برای زنان به عنوان نقطه بحرانی برای عوامل خطرزای قلبی عروقی در نظر گرفته می شود.
نتیجه گیری :
درکل فاکتور های آمادگی جسمانی مانند استقامت قلبی – عروقی – تنفسی ، انعطاف پذیری ، قدرت واستقامت عضلانی وترکیب بدنی مرتبط باسلامتی وتندرستی افراد است و اگر شخصی بتواند آزمون هایی که این فاکتورها را اندازه گیری می کند در سطح مطلوب انجام دهد به بیماریها وعوارضی که توضیح داده شد کمتر مبتلا می شود وبه همین دلیل است که آزمون هایی مانند دوی 540 متر ، انعطاف پذیری، دراز ونشست و بارفیکس در همه دوره های تحصیلی گرفته می شود .
